مصاحبه

جنگ چهل سال با روح و روان ما بازی کرد


گفت‌وگو: مینا نصر
خانم طبیب زاده از این فرصت مصاحبه دادید، سپاس‌گذاریم. به عنوان بانوی روان‌شناس بیشترین مراجعه کنندگان شما درگیر چه مسایل و بیماری‌هایی بوده‌اند؟

تشکر از شما. بیشترین مراجعه کننده‌ها که خود قبول می‌کنند که مشکل داشته و باید تحت درمان قرار بگیرند و یا از مشاوره مستفید شوند، طبقه تحصیل یافته و روشن فکر هستند، بین سنین ۲۰ تا ۵۰ قرار داشته و از هردو جنس زنان و مردان می‌باشند و عموما کسانی اند که آگاهی از دانش روان‌شناسی دارند و قبول دارند که با مشاوره می‌توان تغییر را آورد و افکار و رفتار خویش را مدیریت کرد که به موفقیت‌های دلخواه دست‌رسی پیدا کرد. کسانی که از مشکلات افسردگی، اضطراب، بی‌خوابی سر دردی شکایت دارند، بی‌انگیزه هستند، مشکلات فرزند پروری، روابط، مشکلات خانوادگی، افسردگی‌های شوک پس از واقعه‌های تروریستی و سخت و سنگین که ذهن شان را درگیر کرده، کسانی که تحت فشارهای روانی قرار دارند. کسانی‌که قربانی خشونت‌های و یا سوی استفاده های جنسی و جسمی قرار گرفته اند. اکثر خانم‌های جوان که از زندگی مشترک با خانواده شوهر دچار مشکلات و مداخله‌های خانواده شوهر به خصوص مادر شوهر قرار دارند، و یا هم با شوهر و رفتار شوهر به ستوه آمده اند و روان شان را سخت افسرده ساخته است.

در یک مقایسه‌ای، کدام یک، زنان یا مردان بیشتر دچار بیماری‌های روانی می‌شوند ؟
هردو طبقه اکثر به افسردگی و اضطراب دچار اند و مشکلات متفاوت رنج شان می‌دهد. من که می‌بینم شرایط نابرابری و مشکلات نهفته در جامعه که از تاریکی اذهان و بی‌علاقه‌گی مردم به دانش و مطالعه است که هر دو جنس مرد و زن را دچار مشکلات زیادی کرده است. بزرگان در اجتماع ما پیش مردم زیاد قابل احترام اند، اما بزرگانی اند که منطق ناتکمیل و ضد بشری را بالای فرزندان خود تحمیل کرده و زندگی جوانان را زهر مار ساخته اند. تعقیب پوچ‌ترین و زننده ترین رسم و رواج های حاکم بر جامعه و این‌که هیچ کس در مبارزه با رسم و رواج های مضر جامعه نمی ایستد؛ منظور من تنها بی‌سواد ها نیستند؛ تحصیل یافته هایی داریم با ضعیف‌ترین منطق و خیلی کهنه گرا که با استفاده از موقف بزرگ بودن خود آیینه‌ای تمام نمای مشکلات در برابر عزیزان خود واقع شده اند. اما در کل زنان آسیب پذیرترین طبقه در کشور ما هستند. حالا از هر بُعدی که بخواهیم بررسی کنیم و بیشتر از آسیب های روانی و اجتماعی که دچار شان شده است، رنج می‌برند.

چهل سال جنگ چه تاثیری بالای زندگی و اخلاق و روابط انها داشته است؟

چهل سال جنگ با روحیه و روان مان بازی کرد. گرچه کتاب‌ها می‌شود از این درد تحمیلی جنگ نوشت، اما من خیلی کوتاه و مختصر جواب می‌دهم، چهل سال جنگ هزاران خانه را فزیکی و معنوی تخریب کرد. هزاران زن را بیوه ساخت و بی‌شمار فرزندان را از نعمت داشتن پدر محروم ساخت. این کم‌بود نه تنها کمبود فزیکی و معنوی بلکه کم‌بود عمیق عاطفی و روانی ایجاد کرد. فقر، بی‌خانمانی و اقتصاد ضعیف کودکان را مجبور کرد به جای درس و مکتب به نان پیدا کردن بپردازند، تحقیر شوند، توهین شوند و زندگی را بد حس کنند. زنان از هر نوع امکانات زندگی عقب افتادند و یا هم به زندگی محروم و خشونت بار تن در دادند. خشونت‌های فزیکی لفظی و معنوی روان و ذهن‌شان را درد داد، یا بعضی شان توانستند با باور به خود زندگی بخور و نمیری را پیش گیرند و گاهی هم به فحشا روی آوردند، تحقیر شدند، عذاب وجدان شدند، احساس گناه کردند، احساس خود کمتر بینی، عزت نفس خدشه دار و ریخته و پاشیده بی اعتمادی، نا باوری که تمام اینها ریشه های سخت و عمیق آسیب های روانی و اجتماعی را در ضمیر ناخواد آگاه نسل جنگ پهنا و عمق داده است. در مساله اخلاق و روابط شما می‌بینید سیل مهاجرین بی‌جا شده داخلی و عودت کنندگان داخلی از کشورهای هم‌جوار در پایتخت سرازیر شده و یک تعداد اخلاق شهروندی را به شدت زیر سوال برده اند، این‌ها یک یک مشکلات اند که زاده جنگ سرخ و سپید تحمیلی اند. هم‌چنان فرهنگ‌های مثبت و منفی که از کشورهای بیگانه آمده اند. با مثبت‌ها خوشحالیم و اما فرهنگ‌های منفی کلا درد سرساز شده اند.

چه چالش‌هایی فرا راه کار تان تا اکنون داشته اید و روبرو شده‌اید؟
چالش ها هم در رابطه با کار من وجود دارد. نخست، من خانمِ هستم که با مردان و زنان یعنی هر دو جنس مشاوره و روان درمانی می‌کنم، تعدادی فکر می‌کنند که این خانم که حالا می‌تواند برای ۴۵ دقیقه تا یک ساعت در اتاقی نشسته با من صحبت می‌کند شاید بتوانم همرایش روابط خصوصی جور کنم و یا خواهش و تقاضای مهربان‌تر بودن از یک حوزه‌ی رسمی را دارند. وقتی محدودیت حوزه کاری را برای شان تعریف می‌کنم برایم مغرور خود خواه و این جوری برچسپ ها می‌زنند. دوست دارم حوزه‌ی رسمی و محدوده‌ی کاری یک روان‌شناس و مراجع را دریافته و مراعات کنند. دوم، تعدادی در رابطه به تکرار و تداوم جلسه‌ها متعهد نیستند. باید ذهن‌نشان کرد که تکرار جلسه‌ها بخش بسیار مهم برنامه برای رسیدن به نتیجه دلخواه و تغییر مطلوب در فرایند مشاوره و روان درمانی است.

نظر دادن از طریق فسبوک

نظر خود را بنویسید